پروژهای برای بازخوانی بزرگترین حماسه ملی ایران؛ سازندگان «آفرینش» از تولید ۶۰ قسمت بر اساس شاهنامه فردوسی، بهرهگیری از هوش مصنوعی و تلاش برای پیوند نسل جدید با میراث فرهنگی ایران خبر دادند
شاهنامه فردوسی، کتابی که بیش از هزار سال حافظ زبان، فرهنگ و هویت ایرانی بوده، این بار قرار است در قالبی متفاوت و با بهرهگیری از موسیقی ارکسترال، روایت نمایشی، تصویر و فناوریهای نوین به مخاطبان عرضه شود. پروژه هنری «آفرینش» که از آن به عنوان یکی از جاهطلبانهترین تلاشهای سالهای اخیر برای بازآفرینی شاهنامه یاد میشود، قصد دارد روایت اسطورهای و حماسی ایران را در قالب مجموعهای بلند و چندرسانهای به تصویر بکشد؛ اثری که سازندگانش آن را نه صرفاً یک محصول هنری، بلکه تلاشی برای بازتعریف رابطه نسل جدید با میراث فرهنگی و هویت ایرانی میدانند.
نشست خبری این پروژه عصر یکشنبه در کاخ سعدآباد برگزار شد؛ نشستی که در آن عوامل اصلی اثر از چشماندازهای خود برای روایت دوباره شاهنامه، نقش هوش مصنوعی در تولیدات فرهنگی، وضعیت اقتباس از متون کلاسیک در ایران و ضرورت بازگشت به ریشههای هویتی سخن گفتند.
در این نشست، بهمن قبادی آهنگساز و مدیر هنری پروژه، میکائیل شهرستانی کارگردان، گووانمهر اسماعیلپور نویسنده، ناصر رحیمی ریپتیتور و کنسرتمایستر ارکستر، امیرحسین محمدیان رهبر ارکستر، رضا شیخاکبری مسئول برندینگ و هوش مصنوعی و مهراد غفاری مسئول تبلیغات و هوش مصنوعی حضور داشتند.
شاهنامه؛ کتابی که هنوز درباره ایران سخن میگوید
نشست با سخنان شمس خلخالی آغاز شد؛ سخنانی که بیش از هر چیز بر جایگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در حافظه تاریخی ایرانیان تأکید داشت.
وی با اشاره به اینکه نام فردوسی همچنان برای ایرانیان منشأ غرور و هویت است، گفت هر رویدادی که به شاهنامه و فردوسی اختصاص داشته باشد، به خودی خود ارزشمند است؛ چراکه این شاعر بزرگ توانسته طی قرنها فرهنگ، زبان و تاریخ ایران را زنده نگه دارد.
خلخالی تأکید کرد شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه بخشی از شناسنامه فرهنگی ایرانیان به شمار میرود و هر تلاش تازه برای معرفی آن به نسل جدید، اقدامی در مسیر حفظ سرمایههای ملی است.
«شاهنامه فقط متعلق به ایران نیست»
میکائیل شهرستانی، کارگردان پروژه «آفرینش»، در ادامه نشست با تأکید بر جایگاه جهانی شاهنامه، نگاه محدود به این اثر را نادرست دانست.
وی گفت: همانگونه که شکسپیر تنها متعلق به مردم انگلستان نیست و آثار او بخشی از میراث فرهنگی جهان محسوب میشود، شاهنامه نیز تنها به ایران تعلق ندارد و اثری جهانی است که میتواند برای همه ملتها الهامبخش باشد.
شهرستانی شاهنامه را یکی از بزرگترین روایتهای بشری درباره انسان، قدرت، عشق، عدالت، خرد و سرنوشت توصیف کرد و افزود: از لحظه آفرینش جهان تا شکلگیری تمدن و مناسبات انسانی، شاهنامه گسترهای از مفاهیم بنیادین را در بر میگیرد که همچنان برای انسان امروز قابل فهم و تأمل است.
چرا شاهنامه در سینما غایب است؟
یکی از مهمترین محورهای مطرحشده در نشست، مسئله کمرنگ بودن شاهنامه در تولیدات سینمایی و نمایشی ایران بود.
شهرستانی در پاسخ به پرسشی درباره این موضوع، گفت: باید از سیاستگذاران فرهنگی پرسید چرا چنین گنجینهای تا این اندازه مهجور مانده است. در جایجای شاهنامه درس شجاعت، آزادگی، میهندوستی، اخلاق و کرامت انسانی وجود دارد؛ مفاهیمی که هر جامعهای برای تربیت نسلهای آینده به آن نیاز دارد.
وی معتقد است بیتوجهی به شاهنامه در سالهای گذشته موجب شده بخش مهمی از ظرفیتهای فرهنگی ایران در حوزه سینما و هنرهای نمایشی بلااستفاده بماند.
بازگشت شاهنامه با زبان فناوری
کارگردان «آفرینش» در بخش دیگری از سخنان خود به نقش فناوریهای نوین در این پروژه پرداخت و گفت: نسل امروز با رسانههای دیجیتال، تصویر و فضای مجازی زندگی میکند و اگر بخواهیم شاهنامه را به او معرفی کنیم، باید با زبان زمانه سخن بگوییم.
وی افزود: همکاری در این پروژه باعث شد ظرفیتهای هوش مصنوعی را از نزدیک تجربه کنم. این فناوری میتواند ابزار مهمی برای خلق روایتهای تازه باشد و امکانهایی را فراهم کند که تا چند سال پیش قابل تصور نبود.
به گفته شهرستانی، «آفرینش» نخستین تجربه جدی در ایران است که میکوشد موسیقی، روایت، تصویر و هوش مصنوعی را در یک ساختار منسجم کنار هم قرار دهد.
شاهنامه؛ اثری که همیشه حساسیتبرانگیز بوده است
گووانمهر اسماعیلپور، نویسنده پروژه، سخنان خود را با یادکرد از پدرش، استاد محمدرضا شجریان و استاد بهرام بیضایی آغاز کرد و سپس به تاریخ پرفراز و نشیب شاهنامه پرداخت.
وی گفت: شاهنامه از همان روزگار فردوسی اثری معمولی نبوده است. این کتاب از ابتدا با مسائل هویتی، فرهنگی و حتی سیاسی پیوند خورده و به همین دلیل همواره حساسیتهایی پیرامون آن وجود داشته است.
اسماعیلپور با اشاره به اینکه پیش از فردوسی نیز شاهنامههایی وجود داشتهاند، افزود: آخرین نمونه آن شاهنامه دقیقی بود که شاعرش فرصت تکمیل اثر را پیدا نکرد. فردوسی در واقع میراث چندین نسل از حافظان تاریخ و اسطورههای ایران را به سرانجام رساند.
زبان فارسی؛ میراثی که باید دوباره کشف شود
نویسنده «آفرینش» بخش مهمی از سخنان خود را به جایگاه زبان فارسی اختصاص داد و تأکید کرد که شاهنامه مهمترین پشتوانه این زبان در طول هزار سال گذشته بوده است.
وی گفت: اگر امروز زبان فارسی همچنان زنده و پویاست، بخش مهمی از این ماندگاری را مدیون فردوسی هستیم.
اسماعیلپور همچنین نقش اقوام مختلف ایرانی را در حفظ زبان و فرهنگ ملی برجسته دانست و افزود: ایران مجموعهای از فرهنگها، زبانها و گویشهای متنوع است و همین تنوع، یکی از مهمترین عوامل تداوم هویت ایرانی محسوب میشود.
چرا اقتباسهای شاهنامهای موفق نیستند؟
اسماعیلپور یکی از دلایل اصلی ضعف اقتباسهای سینمایی و نمایشی از شاهنامه را فاصله گرفتن هنرمندان از متن اصلی دانست.
وی گفت: بسیاری از افرادی که درباره شاهنامه کار میکنند، حتی متن اصلی را بهدرستی نخواندهاند. بدون انس و آشنایی عمیق با شاهنامه، خلق اثر ماندگار تقریباً ناممکن است.
به گفته او، پروژه «آفرینش» تلاش کرده با تکیه بر پژوهش و شناخت دقیق متن فردوسی، روایتی وفادار اما متناسب با نیازهای مخاطب امروز ارائه کند.
شاهنامه؛ منشور هویت ملی
بهمن قبادی، آهنگساز و مدیر هنری پروژه، شاهنامه را «منشور هویت ایرانی» توصیف کرد و گفت: این اثر صرفاً یک منظومه حماسی نیست، بلکه سندی است که طی قرنها انسجام فرهنگی و ملی ایرانیان را حفظ کرده است.
وی افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی شاهنامه نیاز داریم؛ زیرا جامعه معاصر با چالشهای هویتی متعددی روبهرو است و بازگشت به ریشههای فرهنگی میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند.
قبادی معتقد است هنر بهترین ابزار برای انتقال این مفاهیم به نسل جوان است؛ نسلی که بیش از کتاب، با تصویر، موسیقی و رسانه ارتباط برقرار میکند.
موسیقی شاهنامه؛ از جغرافیای ایران تا زبان جهانی
مدیر هنری پروژه درباره موسیقی «آفرینش» نیز توضیح داد: در طراحی موسیقی اثر تلاش شده از ساختارهای ملودیک و ریتمیک متناسب با فضای تاریخی شاهنامه استفاده شود.
وی افزود: هدف ما خلق موسیقیای بوده که هم ریشه در فرهنگ و اقلیم ایران داشته باشد و هم بتواند با مخاطبان جهانی ارتباط برقرار کند.
قبادی تأکید کرد بخش مهمی از ساختار موسیقایی پروژه از وزن، ریتم و فضای حماسی اشعار فردوسی الهام گرفته است.
تجربهای کمسابقه در موسیقی و تصویر
ناصر رحیمی، کنسرتمایستر پروژه، نیز «آفرینش» را تجربهای متفاوت در فضای هنری ایران دانست و گفت: حضور در چنین پروژهای را نوعی ادای دین به ایران و شاهنامه میدانم.
امیرحسین محمدیان، رهبر ارکستر، نیز با اشاره به ابعاد گسترده پروژه اظهار کرد: موسیقیدانان بیش از آنکه سخن بگویند، با آثار خود قضاوت میشوند و امیدواریم نتیجه نهایی پاسخگوی انتظارات مخاطبان باشد.
هوش مصنوعی؛ نه جایگزین هنرمند، بلکه ابزار خلاقیت
بخش دیگری از نشست به موضوع هوش مصنوعی اختصاص داشت.
مهراد غفاری این پروژه را فرصتی برای تجربه شیوههای جدید تولید هنری دانست و گفت: فناوریهای نوین میتوانند مرزهای خلاقیت را گسترش دهند.
رضا شیخاکبری نیز تأکید کرد: هوش مصنوعی در «آفرینش» هدف نیست؛ ابزار است. ارزش اصلی زمانی خلق میشود که هنرمند بتواند از این ابزار در مسیر تولید یک اثر باکیفیت استفاده کند.
وی از بهرهگیری گسترده از فناوریها و ابزارهای متنوع در روند تولید پروژه خبر داد و گفت هدف نهایی، ارائه محصولی درخور نام شاهنامه بوده است.
روایت کامل شاهنامه در ۶ فصل و ۶۰ قسمت
یکی از مهمترین اخبار نشست، اعلام برنامه تولید کامل شاهنامه در قالب شش فصل و ۶۰ قسمت بود.
شهرستانی در این باره گفت: هدف ما تنها روایت چند داستان مشهور شاهنامه نیست؛ تلاش داریم کل این اثر از آغاز آفرینش تا پایان پادشاهیها و پهلوانیها روایت شود.
به گفته وی، موسیقی، تصویر، روایت نمایشی و هوش مصنوعی چهار ستون اصلی این پروژه را تشکیل میدهند و در کنار هم قرار است تجربهای تازه از مواجهه با شاهنامه را رقم بزنند.
تلاشی برای پیوند گذشته و آینده
پروژه «آفرینش» را میتوان فراتر از یک تجربه هنری صرف دانست؛ تلاشی برای پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان متنی هزار ساله را برای نسلی بازگو کرد که جهان را از پشت صفحه نمایش تلفن همراه و رسانههای دیجیتال میبیند.
سازندگان این اثر معتقدند شاهنامه هنوز حرفهای بسیاری برای گفتن دارد؛ از هویت و میهندوستی گرفته تا عدالت، خرد و مسئولیتپذیری اجتماعی. اگر «آفرینش» بتواند بخشی از این مفاهیم را با زبان هنر به نسل جدید منتقل کند، شاید بتوان آن را یکی از مهمترین تجربههای فرهنگی سالهای اخیر در حوزه بازآفرینی میراث ایرانی دانست.