در روزهایی که نام خوزستان اغلب در قاب خبرها با اقتصاد، صنعت یا بحرانها گره میخورد، برگزاری یک تور رسانهای ویژه خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی و گردشگری فرصتی فراهم کرد تا این استان کهن، از زاویهای دیگر دیده و روایت شود؛ زاویهای که تاریخ، طبیعت، فرهنگ بومی و حافظه جمعی را در کنار هم قرار میدهد.
این تور سه روزه با حضور جمعی از خبرنگاران، فعالان رسانهای و تولیدکنندگان محتوای فرهنگی از استانهای مختلف کشور، به همت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان برگزار شد؛ توری که هدف آن نه صرفاً بازدید، بلکه باز تعریف تصویر رسانهای خوزستان بود.

تالاب شادگان؛ طبیعتی که میراث است
نخستین روز این تور رسانهای پس از رسیدن به اهواز با بازدید از تالاب بینالمللی شادگان آغاز شد؛ تالابی ثبتشده در کنوانسیون رامسر که یکی از مهمترین زیستبومهای جنوب کشور به شمار میرود. خبرنگاران در جریان قایقسواری در آبراههای تالاب، از نزدیک با زیست پرندگان مهاجر، نیزارها و شیوه زندگی مردمان بومی منطقه آشنا شدند.
در حاشیه این بازدید، فرماندار شادگان با تأکید بر نقش رسانهها در حفاظت از این میراث طبیعی گفت: تالاب شادگان فقط یک جاذبه گردشگری نیست؛ این تالاب بخشی از هویت مردم منطقه است و اگر در رسانهها بهدرستی معرفی شود، هم به حفاظت آن کمک میکند و هم زمینه توسعه گردشگری پایدار را فراهم خواهد کرد.

خرمشهر؛ شهری که تاریخ معاصر را زندگی کرده است
خرمشهر، شهری است که نام آن با مقاومت، ویرانی و بازسازی در حافظه جمعی ایرانیان گره خورده است. در جریان تور رسانهای خوزستان، خبرنگاران از این شهر بازدید کردند؛ شهری که علاوه بر پیشینه بندری و تجاری، یکی از مهمترین نمادهای تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود. خرمشهر، بهواسطه موقعیت راهبردی خود در کنار اروندرود، همواره نقشی کلیدی در تحولات سیاسی، اقتصادی و نظامی منطقه داشته است.

موزه خرمشهر؛ روایت تصویری از جنگ و بازگشت زندگی
یکی از بخشهای مهم این بازدید، موزه خرمشهر بود؛ موزهای که در ساختمان تاریخی شرکت نفت قرار دارد و به روایت روزهای اشغال، مقاومت و آزادسازی خرمشهر در دوران دفاع مقدس میپردازد. اسناد، عکسها، تجهیزات جنگی و روایتهای شفاهی ثبتشده در این موزه، تصویری مستند از ۳۰۴ روز مقاومت و حماسه آزادسازی خرمشهر ارائه میدهد.
موزه خرمشهر، فراتر از یک فضای نمایشی، نقش مهمی در حفظ حافظه تاریخی و انتقال تجربه نسل جنگ به نسلهای بعد دارد و یکی از مهمترین مراکز فرهنگی شهر بهشمار میرود.

معبر عملیات کربلای ۴؛ یادمان عبور از آب و آتش
در ادامه، خبرنگاران از معبر عملیات کربلای ۴ بازدید کردند؛ مسیری آبی که در زمستان سال ۱۳۶۵، محل عبور رزمندگان ایرانی برای انجام یکی از دشوارترین عملیاتهای آبی–خاکی جنگ بود. این معبر، امروز بهعنوان یکی از یادمانهای دفاع مقدس شناخته میشود و نمادی از ایثار، فداکاری و پیچیدگیهای جنگ در جغرافیای جنوب است.
فضای این معبر، با نشانهها و المانهای یادمانی، بازدیدکنندگان را با شرایط سخت عملیات، عبور شبانه از آب و خطرات پیشروی نیروها آشنا میکند. کارشناسان حوزه دفاع مقدس معتقدند معبر کربلای ۴، بیش از آنکه صرفاً یک مکان تاریخی باشد، یادآور بهای سنگین صلح و امنیت امروز است.

آبادان و مضیف حاجعبدالله؛ روایت مهماننوازی جنوب
آبادان، شهری که هویت آن در همنشینی صنعت، فرهنگ و زندگی مردمی شکل گرفته، یکی از مقاصد تور رسانهای خوزستان بود. این شهر، علاوه بر پیشینه نفتی و نقش تعیینکنندهاش در تاریخ معاصر ایران، واجد فرهنگی زنده و ریشهدار است که در آیینها، موسیقی، خوراک و معماری بومی آن بازتاب دارد.
در جریان این سفر، خبرنگاران از مضیف حاجعبدالله بازدید کردند؛ فضایی سنتی که نمادی از فرهنگ مهماننوازی عربهای خوزستان بهشمار میرود. مضیفها سازههایی سنتی هستند که عمدتاً با نی و مواد بومی ساخته میشوند و در فرهنگ محلی، جایگاهی فراتر از یک فضای پذیرایی دارند. مضیف، محل گفتوگو، تصمیمگیری جمعی، حلوفصل اختلافات و برگزاری آیینهای اجتماعی است.
مضیف حاجعبدالله بهعنوان یکی از شناختهشدهترین مضیفهای منطقه، نمونهای زنده از تداوم سنتهای کهن در بستر زندگی معاصر است. آیین پذیرایی با قهوه عربی، چیدمان فضایی مضیف و شیوه تعامل میزبان با مهمان، همگی بازتابدهنده نظام ارزشی مبتنی بر احترام، کرامت انسانی و همبستگی اجتماعی در فرهنگ جنوب است.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند معرفی مضیفها و آیینهای مرتبط با آنها، نقشی مهم در شناساندن میراث ناملموس خوزستان دارد؛ میراثی که در کنار بناهای تاریخی، بخش جداییناپذیر هویت فرهنگی این استان را شکل میدهد. مضیف حاجعبدالله، در این میان، نهتنها یک فضای سنتی، بلکه رسانهای زنده برای انتقال فرهنگ بومی به نسلهای امروز و بازدیدکنندگان است.

مسجد رنگونی ها آبادان؛ روایت همزیستی فرهنگها در جنوب ایران
در جریان بازدیدهای تور رسانهای خوزستان، خبرنگاران از مسجد رنگونیهای آبادان دیدن کردند؛ بنایی منحصربهفرد که نهتنها یک فضای مذهبی، بلکه نمادی از تنوع فرهنگی و تاریخی جنوب ایران بهشمار میرود. این مسجد در دوران پهلوی اول و حدود سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ خورشیدی ساخته شد و نام آن از جامعهای گرفته شده است که سازندگان اصلی بنا را تشکیل میدادند؛ کارگران و مهاجرانی از منطقه رانگون (یانگون) در میانمار امروزی که در اوایل قرن بیستم برای کار در پالایشگاه نفت آبادان به این شهر آمده بودند.
مسجد رنگونیها بهدست مسلمانان مهاجر برمهای و هندیتبار ساخته شد و از همان ابتدا، محل برگزاری آیینهای مذهبی این جامعه مهاجر بود. با گذشت زمان و تغییر ترکیب جمعیتی آبادان، این مسجد به یکی از نشانههای تاریخی شهر تبدیل شد و امروز بهعنوان اثری ارزشمند از تاریخ اجتماعی و صنعتی آبادان شناخته میشود.
از نظر معماری، مسجد رنگونیها نمونهای کمنظیر از تلفیق هنر معماری جنوب و شبهقاره هند است. تزیینات گچی و رنگی، نقوش گل و گیاه، خطوط منحنی و استفاده از رنگهای گرم و زنده، فضای بصری متفاوتی نسبت به مساجد ایرانی رایج ایجاد کرده است. این ویژگیها، مسجد رنگونیها را به یکی از شاخصترین بناهای مذهبی با هویت چندفرهنگی در ایران بدل کرده است.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند مسجد رنگونیهای آبادان، فراتر از ارزش معماری، سندی زنده از همزیستی فرهنگی و مذهبی در شهری است که شکلگیری آن با صنعت نفت و حضور مهاجران از کشورهای مختلف گره خورده است. این مسجد امروز، نهتنها یادگاری از یک جامعه مهاجر، بلکه بخشی از حافظه جمعی آبادان و تاریخ معاصر خوزستان بهشمار میرود.

چغازنبیل؛ زیگوراتی برای نیایش، نظم و جاودانگی
در ادامه تور رسانهای خوزستان، خبرنگاران از محوطه تاریخی چغازنبیل بازدید کردند؛ اثری شاخص از تمدن ایلام باستان که بهعنوان یکی از مهمترین بناهای مذهبی خاورمیانه شناخته میشود و نخستین اثر ایرانی است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. این زیگورات در قرن سیزدهم پیش از میلاد و به دستور اونتاش ناپیریشا، پادشاه ایلامی، ساخته شد و بهعنوان مرکز آیینی و مذهبی شهر باستانی دور اونتاش کاربرد داشت.
چغازنبیل در اصل، زیگوراتی پنجطبقه بوده که امروزه بخشهایی از دو طبقه آن باقی مانده است. این بنا با پلان مربعشکل و جهتگیری دقیق معماری ساخته شده و پیرامون آن را مجموعهای از معابد، دیوارهای حصارگونه و فضاهای آیینی دربر گرفته است. طراحی لایهلایه زیگورات، نمادی از پیوند زمین و آسمان و جایگاه انسان در نظم کیهانی از نگاه ایلامیان به شمار میرفته است.
از نظر مصالح، آجر پخته عنصر اصلی ساخت چغازنبیل است و در بخشهایی از بنا، آجرهایی با کتیبههای میخی ایلامی به چشم میخورد که نام پادشاه سازنده و وقفنامههای مذهبی بر آنها حک شده است. استفاده از قیر طبیعی، ملاتهای مقاوم و سیستمهای هدایت آب، نشاندهنده دانش پیشرفته مهندسی و معماری در تمدن ایلام است.
یکی از ویژگیهای شاخص چغازنبیل، نظام پیشرفته مدیریت آب آن است. کانالهای انتقال آب از رودخانه کرخه و سیستم تصفیه و ذخیره آب، تأمین نیازهای آیینی و سکونتی این مجموعه را ممکن میساخته و از این منظر، چغازنبیل را به نمونهای پیشرو در مهندسی هیدرولیک باستان تبدیل کرده است.
کارشناسان میراث فرهنگی، چغازنبیل را فراتر از یک بنای مذهبی، نمادی از قدرت سیاسی، سازمان اجتماعی و جهانبینی ایلامیان میدانند؛ بنایی که پس از بیش از سه هزار سال، همچنان جایگاه خود را بهعنوان یکی از مهمترین نشانههای هویت تاریخی ایران حفظ کرده است.
مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان در این بازدید تأکید کرد: چغازنبیل یکی از مهمترین اسناد هویت تاریخی ایران است و معرفی آن در رسانهها میتواند جایگاه خوزستان را بهعنوان یکی از کانونهای تمدن جهانی پررنگتر کند.

شوش؛ تلاقی تمدنها از ایلام تا هخامنشی
شهر باستانی شوش یکی از کهنترین سکونتگاههای شناختهشده جهان است؛ شهری که تاریخ آن از تمدن ایلام آغاز میشود و در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی تداوم مییابد. شوش در دوره هخامنشی به یکی از پایتختهای اصلی امپراتوری بدل شد و نقش سیاسی و اداری مهمی در ساختار حکومت ایفا کرد. گستره محوطه باستانی شوش، شامل کاخها، محلههای مسکونی، معابد و گورستانها، تصویری روشن از تداوم زندگی شهری در طول هزاران سال ارائه میدهد.

کاخ آپادانای شوش؛ شکوه معماری هخامنشی
در جریان این تور، خبرنگاران از کاخ آپادانای شوش بازدید کردند؛ کاخی که به دستور داریوش بزرگ در قرن پنجم پیش از میلاد ساخته شد و یکی از شاخصترین نمونههای معماری هخامنشی به شمار میرود. این کاخ با تالار ستوندار عظیم، ستونهایی با سرستونهای گاو دوسر و استفاده از مصالح گوناگون از نقاط مختلف امپراتوری، نمادی از اقتدار و گستره جغرافیایی هخامنشیان است.
تزئینات آجری لعابدار، از جمله نقش سربازان جاویدان و نقوش گیاهی، از برجستهترین ویژگیهای کاخ آپاداناست که بخشهایی از آن امروزه در موزههای ایران و جهان نگهداری میشود. ترکیب هنر، سیاست و معماری در این کاخ، جایگاه ویژه شوش را در تاریخ ایران برجسته میکند.

موزه شوش؛ حافظه باستانشناسی یک شهر کهن
موزه شوش که در نزدیکی محوطه باستانی قرار دارد، یکی از قدیمیترین موزههای کشور است و نقش مهمی در معرفی یافتههای باستانشناسی این منطقه دارد. در این موزه، آثاری از دورههای ایلامی، هخامنشی و اسلامی، از جمله سفالها، کتیبهها، اشیای فلزی و پیکرههای تاریخی به نمایش گذاشته شده است.
بنای موزه در دوره پهلوی اول و با الگوگیری از معماری سنتی منطقه ساخته شده و خود، بخشی از تاریخ معاصر مطالعات باستانشناسی در ایران بهشمار میرود. موزه شوش، امروز مرجعی مهم برای درک لایههای تاریخی این شهر و نتایج کاوشهای علمی در آن است

خانههای تاریخی دزفول و شوادون؛ معماری در گفتوگو با اقلیم
روز سوم تور به شهر دزفول اختصاص داشت و خبرنگاران از خانههای تاریخی شهر دزفول دیدن کردند؛ خانههایی که نمونهای شاخص از معماری بومی سازگار با اقلیم گرم و نیمهمرطوب جنوب ایران به شمار میروند. بافت تاریخی دزفول، با کوچههای باریک، دیوارهای بلند و خانههای درونگرا، نشاندهنده درک عمیق معماران سنتی از شرایط اقلیمی و شیوه زیست در این منطقه است.
یکی از مهمترین ویژگیهای این خانهها، شوادون است؛ فضای زیرزمینی یا نیمهزیرزمینی که بهمنظور مقابله با گرمای شدید تابستان ساخته میشد. شوادونها معمولاً چندین متر پایینتر از سطح زمین قرار دارند و بهدلیل تماس با لایههای خنکتر خاک، دمایی متعادل و ثابت ایجاد میکنند. این فضاها، نقش مهمی در خنکسازی طبیعی خانهها داشته و در روزهای گرم سال، محل اصلی استراحت و زندگی خانوادهها بودهاند.
شوادونها اغلب از طریق پلکانهای باریک و عمودی به فضای اصلی خانه متصل میشوند و در برخی نمونهها، با کانالهای تهویه طبیعی یا ارتباط غیرمستقیم با جریان آب رودخانه دز، امکان گردش هوا و افزایش خنکی را فراهم میکردهاند. در بعضی خانههای بزرگتر، شوادونها به یکدیگر متصل بوده و حتی به شبکهای زیرزمینی در محلهها راه داشتهاند.
از نظر مصالح و تزیینات، خانههای تاریخی دزفول عمدتاً با آجرهای محلی دزفولی ساخته شدهاند؛ آجرهایی با نقوش هندسی و چینشهای خلاقانه که به نمای بنا هویت بصری ویژهای میبخشند. تزیینات آجری، قوسها، طاقها و استفاده محدود اما هوشمندانه از نور طبیعی، از دیگر ویژگیهای این خانههاست.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند معماری خانههای تاریخی دزفول و بهویژه شوادونها، نمونهای موفق از معماری پایدار و دانش بومی است؛ دانشی که بدون استفاده از فناوریهای مدرن، پاسخی مؤثر به شرایط اقلیمی ارائه داده است. این خانهها امروز نهتنها بخشی از میراث معماری ایران بهشمار میروند، بلکه میتوانند الهامبخش الگوهای معاصر در طراحی اقلیمی و زیستپذیر باشند

پل ساسانی دزفول؛ پیوند استوار تاریخ، معماری و زندگی
پل ساسانی دزفول پلی که بهعنوان یکی از کهنترین پلهای پابرجای ایران، ریشه در دوره ساسانیان دارد و همچنان پس از قرنها، کارکرد ارتباطی خود را حفظ کرده است. این پل در زمان شاپور اول ساسانی و در قرن سوم میلادی ساخته شد و برخی منابع تاریخی، از مشارکت اسیران رومی در ساخت آن یاد میکنند.
پل ساسانی دزفول بر روی رودخانه دز بنا شده و نقش مهمی در اتصال مسیرهای ارتباطی و تجاری منطقه ایفا میکرده است. این پل، بخشی از شبکه راههای ساسانی بوده که شهرهای مهم جنوب و مرکز ایران را به یکدیگر پیوند میداده و از همین رو، جایگاهی راهبردی در ساختار شهری و اقتصادی دزفول داشته است.
از نظر معماری، پل دزفول نمونهای برجسته از مهندسی پیشرفته ساسانی بهشمار میرود. پایههای اصلی پل از سنگهای بزرگ و منظم ساخته شده و در دورههای بعد، بهویژه دوران اسلامی، با آجر و ملات تکمیل و مرمت شده است. استفاده از مصالح مقاوم در برابر جریان آب، باعث شده این سازه در برابر سیلابها و تغییرات اقلیمی دوام بیاورد و به یکی از معدود پلهای تاریخی فعال کشور تبدیل شود.
اهمیت پل ساسانی دزفول تنها به قدمت آن محدود نمیشود؛ این پل، نقشی اساسی در شکلگیری هویت شهری دزفول داشته و همچنان یکی از نشانههای اصلی این شهر بهشمار میرود. تداوم استفاده از پل در زندگی روزمره شهروندان، آن را به نمونهای زنده از پیوستگی تاریخ و معاصر بودن میراث فرهنگی تبدیل کرده است.
کارشناسان میراث فرهنگی، پل دزفول را نمادی از تلفیق کارکرد و زیبایی در معماری ایرانی میدانند؛ سازهای که نشان میدهد چگونه دانش مهندسی در ایران باستان، پاسخگوی نیازهای عملی جامعه بوده و در عین حال، اثری ماندگار در تاریخ معماری بر جای گذاشته است

جندیشاپور؛ زادگاه دانشگاه و پزشکی علمی در ایران باستان
محوطه باستانی جندیشاپور در نزدیکی دزفول؛ شهری که نام آن با دانش، پزشکی و تبادل علمی در جهان باستان گره خورده است. جندیشاپور در دوره ساسانیان و بهویژه در زمان شاپور اول در قرن سوم میلادی بنیان گذاشته شد و در دوران خسرو انوشیروان به اوج شکوفایی علمی خود رسید.
این شهر تاریخی بهعنوان یکی از نخستین مراکز سازمانیافته آموزش عالی در جهان شناخته میشود و بسیاری از پژوهشگران، دانشگاه جندیشاپور را قدیمیترین نمونه دانشگاه به معنای مدرن آن میدانند؛ مرکزی که در آن آموزش، پژوهش و درمان پزشکی به صورت همزمان جریان داشته است. حضور دانشمندانی از ایران، یونان، هند و بینالنهرین، جندیشاپور را به کانونی بینالمللی برای تبادل اندیشه و علم تبدیل کرده بود.
اهمیت جندیشاپور بیش از هر چیز به مدرسه پزشکی و بیمارستان آموزشی آن بازمیگردد؛ جایی که پزشکی بهعنوان دانشی تجربی و مبتنی بر آموزش نظاممند شکل گرفت. ترجمه متون علمی یونانی و هندی به زبان پهلوی و سپس عربی، نقش مهمی در انتقال دانش باستانی به جهان اسلام ایفا کرد؛ نقشی که بعدها زمینهساز شکوفایی علوم پزشکی و فلسفی در دوران طلایی تمدن اسلامی شد.
از نظر شهری و معماری، جندیشاپور دارای ساختاری منظم و برنامهریزیشده بود و بقایای بهجامانده از آن، از وجود فضاهای آموزشی، درمانی، مسکونی و آیینی حکایت دارد. هرچند بخشهای زیادی از این شهر در گذر زمان از میان رفته، اما محوطه باستانی آن همچنان بهعنوان سندی زنده از پیوند قدرت سیاسی، علم و فرهنگ در ایران باستان شناخته میشود.
کارشناسان میراث فرهنگی بر این باورند که جندیشاپور نهتنها بخشی از تاریخ ایران، بلکه سرمایهای مشترک برای تاریخ علم جهان است؛ شهری که الگویی ماندگار از گفتوگوی تمدنها و نقش دانش در پیشرفت جوامع انسانی ارائه میدهد.

آرامگاه یعقوب لیث صفاری؛ یادمانی از استقلال و زبان فارسی
در ادامه برنامههای روز سوم، خبرنگاران از آرامگاه یعقوب لیث صفاری در منطقه شاهآباد دزفول بازدید کردند؛ بنایی که یادمان بنیانگذار سلسله صفاریان و یکی از چهرههای اثرگذار تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران است. یعقوب لیث صفاری در قرن سوم هجری، نقش مهمی در احیای هویت ایرانی و بازگشت زبان فارسی به عرصه حکومت و دیوانسالاری ایفا کرد و از همین رو، آرامگاه او جایگاهی فراتر از یک بنای تاریخی صرف دارد.
بنای آرامگاه از نظر تاریخی به دورههای متأخر اسلامی نسبت داده میشود و در طول قرون مختلف، بارها مرمت و بازسازی شده است. ساختار معماری بنا ساده و بیپیرایه است و همین سادگی، با شخصیت تاریخی یعقوب لیث و خاستگاه مردمی او همخوانی دارد. آرامگاه دارای گنبدی مخروطیشکل است که بر روی بدنهای استوانهای قرار گرفته و از دوردست در دشتهای اطراف دزفول قابل مشاهده است.
مصالح اصلی بنا را آجر و ملات گچ تشکیل میدهد و تزیینات آن محدود و مینیمال است؛ ویژگیای که آن را از آرامگاههای پرزرقوبرق دورههای بعدی متمایز میکند. فضای درونی آرامگاه نیز ساده طراحی شده و تمرکز آن بیش از هر چیز، بر کارکرد یادمانی و تاریخی بنا است تا جلوههای تزیینی.

کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند این آرامگاه، علاوه بر ارزش معماری، از نظر هویتی و نمادین اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که یعقوب لیث صفاری بهعنوان یکی از نخستین حاکمانی شناخته میشود که در برابر خلافت عباسی ایستاد و به زبان فارسی رسمیت بخشید. از این منظر، آرامگاه او نهتنها یک اثر تاریخی، بلکه نمادی از استقلال سیاسی و فرهنگی ایران در دوره اسلامی به شمار میرود

سازههای آبی شوشتر؛ نبوغ مهندسی ایرانی در خدمت آب و زندگی
پایان بخش تور رسانهای خوزستان، بازدید از سازههای آبی تاریخی شوشتر یکی از شاخصترین بخشهای برنامه بود؛ مجموعهای کمنظیر که بهعنوان شاهکاری از مهندسی آب در جهان باستان شناخته میشود و در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. پیشینه شکلگیری این سازهها به دوره ساسانیان بازمیگردد، هرچند در دورههای بعد، بهویژه دوران اسلامی، تکمیل و بازسازی شدهاند.
این مجموعه شامل بندها، کانالهای انحرافی، پلها، تونلهای آبرسان، آبشارها و آسیابهای آبی است که همگی در یک سیستم یکپارچه و هوشمند طراحی شدهاند. هدف اصلی این سامانه، کنترل، هدایت و بهرهبرداری از آب رودخانه کارون برای مصارف کشاورزی، صنعتی و شهری بوده است؛ سیستمی که نشاندهنده درک عمیق مهندسان ایرانی از اقلیم، زمین و جریان آب است.
از شاخصترین اجزای این مجموعه میتوان به بند میزان، کانال گرگر، پلبند گرگر و مجموعه آسیابها و آبشارها اشاره کرد. در این سازهها، آب پس از هدایت از مسیرهای مهندسیشده، با فشار و شیب حساب شده به آسیابها میرسد و نیروی لازم برای چرخاندن سنگهای آسیاب را تأمین میکند؛ فرایندی که نمونهای پیشرفته از استفاده پایدار از انرژی آب در دوران باستان به شمار میرود.
از نظر معماری و ساخت، مصالحی چون سنگ، آجر و ملات ساروج در ساخت این سازهها بهکار رفته است؛ مصالحی که در برابر رطوبت و فشار آب مقاومت بالایی دارند. پیوند دقیق میان سازههای مصنوع و بستر طبیعی رودخانه، سبب شده است این مجموعه نهتنها کارکردی، بلکه از نظر بصری نیز چشمگیر و هماهنگ با طبیعت باشد.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند سازههای آبی شوشتر، نمونهای برجسته از مهندسی سیستماتیک در ایران باستان هستند؛ سیستمی که همزمان سه کارکرد اساسی کنترل سیلاب، آبیاری زمینهای کشاورزی و تأمین انرژی مکانیکی—را پوشش میداده است. همین ویژگیها باعث شده این مجموعه، بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای تمدن ایرانی در حوزه مدیریت آب، جایگاهی جهانی پیدا کند.

رسانه، پل میان تاریخ و آینده خوزستان
تور سهروزه رسانهای در استان خوزستان، فراتر از یک برنامه بازدید، به تجربهای میدانی برای بازخوانی تاریخ، هویت و ظرفیتهای کمتر دیدهشده این استان تبدیل شد. از تالاب شادگان و شهرهای مرزی جنوب تا شوش، شوشتر، دزفول و محوطههای تمدنی چون جندیشاپور، این سفر نشان داد خوزستان مجموعهای از لایههای بههمپیوسته تاریخی، فرهنگی و طبیعی است که نیازمند روایت دقیق و مستمر رسانهای است.
حضور خبرنگاران تخصصی حوزه میراث فرهنگی و گفتوگوهای مستقیم با مدیران و متولیان این حوزه، نقش رسانه را بهعنوان حلقه واسط میان آثار تاریخی، سیاستگذاران و افکار عمومی برجسته کرد. رسانه میتواند با روایت مستند، تحلیلی و مسئولانه، تصویر واقعی تری از خوزستان ارائه دهد؛ تصویری که در آن، میراث فرهنگی نه یک گذشته منجمد، بلکه سرمایهای زنده برای هویت بخشی، توسعه گردشگری و آیندهسازی استان است. این تور رسانهای نشان داد که معرفی خوزستان، بیش از هر چیز، نیازمند استمرار روایت و اعتماد به قدرت رسانه در باز تعریف جایگاه این استان در نقشه فرهنگی کشور است.